نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۲ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

از تو یک بوسه همی درخواهم

بده ای دوست که دیگر خواهم

نه خطا گفتم یک بوسه و بس

بیشتر زین به سرت گر خواهم

کس چو من خام طمع نیست که من

بی زر از لعل تو شکّر خواهم

جان نهادم عوض بوسهٔ او

آه اگر گوید نی! زر خواهم

من که وجه زرم از رنگ رخ است

به چه دل بوسه ز دلبر خواهم

از شب زلف توام کافرتر

گر من این روز به کافر خواهم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر درخواست یک بوسه از معشوقه‌اش را می‌کند و بیان می‌کند که او فقط به یک بوسه نیاز دارد و بیشتر از آن نمی‌خواهد. شاعر خود را به عنوان کسی معرفی می‌کند که برای عشق و زیبایی معشوق حاضر است جانش را هم بدهد، حتی اگر معشوق بگوید که چیزی جز زر نمی‌خواهد. او زیبایی معشوق را بیشتر از هر چیز دیگری ارزشمند می‌داند و از شب زلف او به شدت مجذوب است. شاعر به نوعی عشق و اشتیاق عمیق خود را به تصویر می‌کشد.