نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عشقبازی با چو تو یاری خوشست

جان فدا کردن ترا کاری خوشست

عاشقی گر خود همه درد دلست

درد دل از چونتو دلداری خوشست

بست خورشید از تو زناری ز کفر

گر همه کفرست زناری خوشست

گفتم از هجر تو جانم رفت گفت

گو بدوزخ نار تو ناری خوشست

گوید آری چون بخواهم بوسه

گر دروغست ارنه این آری خوشست

گفتمش دل باز ده گفتا کدام

خشک ریشه چونتو طراری خوشست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلدادگی است. شاعر از لذت‌های عشق و فدای جان در راه محبوب می‌گوید. او تأکید می‌کند که حتی درد و جدایی از معشوق هم به نوعی لذت‌بخش است. همچنین اشاره به زیبایی‌های عشق دارد و بیان می‌کند که اگر عشق به کفر هم نزدیک باشد، باز هم دل‌انگیز است. در نهایت، شاعر در مورد ارزش و اهمیت محبوب خود صحبت می‌کند و می‌گوید که دیدن محبوب همچون بوسه‌ای شیرین و دل‌فریب است.