نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

یک بار که لعل او سخن گفت

بنگر که چه نغز و دلشکن گفت

هر سرد که دشمنی نگوید

امروز بدوستی بمن گفت

صد بار دروغ کرد وعده

وانگاه مرا دروغ زن گفت

من این نه ازو شنیده ام کاین

آن نرگس مست تیغ زن گفت

نی نی که هر آنچه گفت با من

حقا که بجای خویشتن گفت

گر خود همه کفر گفت دلبر

آخر نه بدان لب و دهن گفت؟

گشتست فراخ تنگ شکر

تا شکر تنگ او سخن گفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان گفت‌وگویی جذاب و دلنشین می‌پردازد که بین او و محبوبش رخ داده است. شاعر از زیبایی‌های سخنان محبوبش صحبت می‌کند و به عمق معانی آن‌ها اشاره می‌کند. او می‌گوید گاهی اوقات دشمنی‌ها به زبان نمی‌آیند، اما در دل دوستی‌ها نقل می‌شوند. شاعر همچنین به دروغ‌هایی که از جانب دیگران شنیده، اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که هر آنچه محبوبش گفته، با حقیقت و از صمیم قلب بوده است. در انتها، او به شیرینی و جذابیت کلام محبوبش اشاره می‌کند که در دلش نشسته است و خاطر نشان می‌کند که حتی اگر محبوب سخنانی غیر ایمانی بگوید، زیبایی و شیرینی آن کلمات همچنان برجسته خواهد بود.