نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۶ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سخت آشفته جمال خودی

ورچه نوعیست این زبیخردی

قصد جانم چرا کنی چندین

نه بدین شرط دل همی ستدی

با من این شکل میکنی یا خود

با همه کس چنین ترانه زدی

هر دمم بی وفا همی خوانی

راست گفتی هزار بار خودی

تا چه نیکی بجای من کردی

تا چه کردم بجای تو ز بدی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات آشفته و سردرگمی شاعر است که به زیبایی و رفتار معشوق خود اشاره می‌کند. شاعر از این می‌پرسد که چرا معشوق با او اینگونه رفتار می‌کند و از او رنج می‌کشد. او می‌گوید که دل او را بدون هیچ دلیلی می‌گیرد و در عین حال به وفاداری معشوق که او را بی‌وفا می‌خواند، اشاره می‌کند. در انتها شاعر می‌خواهد بفهمد که چه نیکی از طرف معشوق به او رسیده و خودش چه بدی‌هایی انجام داده است. این تضاد بین نیات و اعمالشان بازتاب‌دهنده‌ی احساسات عمیق و پیچیده شاعر است.