شمارهٔ ۲ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن رخ نگر کزومه گردون سپر شکست
وان خط نگر که بر ورق عمر در شکست
سوگند خورده بود که عهد تو نشکنم
این بار خود بر غم دلم بیشتر شکست
کارم چو زلف خود همه در یکدگر فکند
سازم چو عهد خود همه در یکدگر شکست
تو غافلی زآه من و غره بحسن
وین بس طلسم حسن که بر یکدگر شکست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد دلشکستگی و عواطف عمیق عاشقانه است. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و از شکستن عهد و توافقها صحبت میکند. او بر این نکته تأکید دارد که به رغم سوگندهایی که به وفاداری داده، قلبش در اثر غم و غصه بار دیگر شکسته شده است. او به پیچیدگی احساساتش و تأثیر زیبایی معشوق بر خود اشاره میکند، بهگونهای که تمام کارها و احساساتش در هم گره خورده و او را دچار دردسر کرده است. در نهایت، شاعر به غفلت معشوق از دردهای خود و احساس تضاد ناشی از زیبایی او اشاره میکند.