نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱ - دو خواجه تاش جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

من بنده و اسب هر دو امروز

بر درگه تو دو خواجه تاشیم

در گرسنگی بصبر کردن

ما هر دو درین دیار فاشیم

قدری جو اگر دهی باسبم

ما نیز طفیل اسب باشیم

ور گندم باره دهی نیز

در دیده چرخ خاک پاشیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساساتی در مورد بخل و عدم پاسخگویی ممدوحان اشاره دارد. شاعر از خداوند، خاطر و فهمی عمیق دریافت کرده که باعث شده تا همیشه با مسائل کائنات درگیر باشد. او وقتی سوالی می‌پرسد، به هزار پاسخ می‌رسد، اما با این حال بر اثر بخل و کم‌محلی دیگران، احساس سرما و سردی می‌کند. در نهایت، شاعر احساس می‌کند که تحت تأثیر این بخل، مانند آبی در یخ، دچار بی‌حالی و کمبود است و خاطرش همانند آفتاب است که در ابرهای بخل پنهان شده است.