نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۸ - یکباره بکش جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

نه ترا رای که در من نگری

نه مرا زهره که در تو نگرم

خود بیکباره بکش تا برهیم

من زدست تو تو از درد سرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت‌ها به موضوع رفتن به محضر یک خواجه (شخص مهم) اشاره می‌کند. او می‌گوید که اگر راهی پیدا کند، به آنجا می‌رود. اما اگر در بسته باشد و کسی پاسخ ندهد، او مدتی می‌ماند و سپس به جای دیگری می‌رود. شاعر در ادامه به این نکته اشاره می‌کند که او به اندازه‌ای کوچک است که نمی‌تواند از سوراخ درب وارد شود، اما همچون آفتاب است که می‌تواند از پرده عبور کند و به راحتی به خواسته‌اش برسد، برخلاف قضا و قدر که او را محدود می‌کند. در نهایت، او سعی دارد که با وجود موانع، به هدف خود دست یابد.