شمارهٔ ۱۰۹ - در بسته جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گفتند دی مرا که بر خواجه میروی
گفتم چو راه یابم آنجا بسر روم
لیکن چو در ببندد و ندهد جواب کس
من ساعتی بباشم و جای دگر روم
در بسته دارداوی و من از چند کوچکم
هم نیستم چنانکه ز سوراخ در روم
من همچو آفتاب ز پرده بنگذرم
نه چون قضای بد ز دربسته در روم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نقد هجو کردن میپردازد و از عقل و منطق میپرسد که آیا میتوان او را ملامت کرد وقتی که در حال هجو است. او بیان میکند که اگر کسی بخواهد هجو کند، باید از خود شخص هجوشده دور باشد و در نهایت، نمیخواهد که کسی از شنیدن هجو او رنجیده شود. به همین دلیل سوال میکند که چرا باید او از گفتن هجو ناراحت باشد.