شمارهٔ ۱۱۲ - پیری جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
در آینه تا نگاه کردم
یک موی سفید خویش دیدم
زاندیشه ضعف و بیم پیری
در آینه نیز ننگریدم
امروز بشانه در ازان موی
دیدم دو سه تار و برطپیدم
شاید که خورم غم جوانی
کز پیری خود خبر رسیدم
زایینه معاینه بدیدم
وزشانه بصد زبان شنیدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از مردم شهر سپاهان میپردازد و به ویژگیهای منفی آنان اشاره میکند. شاعر سگ را برتر از آنها میداند و به بخل و کمخوری این مردم اشاره میکند، که حتی در رفتار و اخلاق نیز کمبود دارند. در نهایت، شاعر از وضعیت ناگوار این شهر و مردمش ابراز تاسف میکند و میگوید که در این شهر نمیتوان انتظار انسانیت و فضیلت را داشت.