شمارهٔ ۱۲۱ - مشورت جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یک نصیحت بشنو از من کاندران نبود غرض
چون کنی رای مهمی تجربت از پیش کن
طاعت فرمان حق بر، شفقتی بر خلق کن
در همه حال این دو معنی را شعار خویش کن
ور تو را دایم تواضع بود با خرد و بزرگ
منصبت گر بیشتر گشتست اکنون بیش کن
آب در حلق ضیعفان از کرم چون نوش ریز
موی بر اندام خصم از بیم همچون نیش کن
گر تکبر میکنی با خواجگان سفله کن
ور تواضع میکنی با مردم درویش کن
چون کسی دردِ دلی گوید تو را از حال خویش
گوش بر درد دل آن عاجز دلریش کن
معرفت از لفظ دینداران کامل عقل جوی
مشورت با رای نزدیکان دوراندیش کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و فضایل شخصی به نام حسن است که با توصیفاتی چون رنگ ارغوان و شکل ناردان و عطر یاسمن یاد میشود. شاعر از عشق و دلتنگی خود سخن میگوید و به زیباییهای حسن اشاره دارد که به جنبههای مختلف زندگی او لطافت میبخشد. او با نگرانی از این مینویسد که راز عشقش نسبت به حسن ممکن است فاش شود. همچنین شاعر به عجز و ناتوانی خود در بیان احساسات اشاره میکند و از قدرت و بزرگی حسن در برابر دنیا تجلیل میکند. بهطور کلی، شعر نگاهی عمیق به عشق، زیبایی و معرفت انسانی دارد.