شمارهٔ ۱۲۴ - پوستین جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
پوستینی بخواستیم از تو
تا زمستان بسر بریم در آن
حرمت ما بر تو بود چنانک
حرمت پوستین بتابستان
بده ایخواجه پوستینم هین
پیشتر زانکه پوستینت هان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به توصیف روزی خوش و شاد میپردازد که میخواهد دلش را خوش کند. او به افرادی که به او نیکی نمیکنند اشاره میکند و از آنها بیزار است. در نهایت، او با ابراز احساسات عمیقش، به دلیلی برای امیدواری و خوشحالی اشاره میکند.