شمارهٔ ۱۳۴ - شیشه می جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
برف آمد و راه ما ببستست
بی می سردست تا بخانه
فضلی کن و اینزمان بفرما
یک شیشه می از شرابخانه
زان خم نه که پار داده بودی
کان بود ز چاه آب خانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به قدرت و رحمت الهی اشاره میکند که باعث شکوفایی و تازگی در فصل بهار میشود. او بیان میکند که تنها لطف و فیض خداوند میتواند باعث ایجاد زیبایی در طبیعت گردد و هیچ کس نمیتواند بدون این نعمت به عیش و خوشی دست یابد. همچنین، او از عشق و دوری از معشوقهاش میگوید و وضعیت خود را به گونهای توصیف میکند که گویی بین زندگی و مرگ در نوسان است.