نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۲ - دوری جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

بخدائی که پس از طاعت او

نیست چون خدمت تو بندگیی

که مرا بیتوهمه جمع شدست

هر کجا بود پراکندگیی

بی تو از زندگی خود خجلم

ورچه خود نیست چنان زندگیی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از زبان یک حاسد بیان می‌کند که او به خداوند می‌گوید که چرا باید به دیگران حسادت ورزد در حالی که خداوند ذاتاً بی‌نیاز از خواب، غذا، فرزند و مکان است. حاسد می‌گوید اگر بداند که چگونه به وجود خدا نزدیک شود، دیگر کسی را در جایگاه او نمی‌بیند. به عبارتی، او به دنبال راهی است تا از حسادت خود رها شود و به حقیقت الهی نزدیک‌تر گردد.