نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۹ - بیچاره آدمی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دی هر که دید سلطنت و کار و بار تو

گفت از تعجب اینت ستمگاره آدمی

و امروز هر که عجز تو بیند بدینصفت

گوید همی بدرد که بیچاره آدمی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به ماتم و سوگ ناشی از مرگ یک عزیز اشاره می‌کند. او می‌گوید که از مرگ آن شخص، در هر گوشه‌ای، غم و ماتم برقرار شده و حتی در کلبه‌ها صدای شیون به گوش می‌رسد. این مصیبت بزرگ و مرگ دردناک، آتشی را در دل تمامی موجودات، حتی سنگ و آهن، ایجاد کرده است.