نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۰ - مرگ و سوگ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از مرگ تو نشست بهر گوشه ماتمی

وزسوگ تو بخاست زهر کلبه شیونی

زین سهمگین مصیبت وزین سهمناک مرگ

آتش فتاد دردل هر سنگ و آهنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف خدایگان و اهمیت او در دین و دولت می‌پردازد. او از مهر و لطف خداوند سخن می‌گوید و دستاوردهای بندگی را ارزشمند می‌داند. شاعر به معنای عمیق یاد خدا و ارتباط با او اشاره می‌کند و بیان می‌کند که دل مردم به محبت خداوند جمع شده است. او همچنین احساس می‌کند که عشق و اشتیاق خداوند به بندگانش فراوان است و این موضوع می‌تواند باعث شادمانی یا گریه جهان شود. نهایتاً، شاعر از جستجو برای نزدیک‌تر شدن به محبوب الهی سخن می‌گوید.