شمارهٔ ۳۳ - آب بجای می جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای بزرگی که پایه قدرت
اولش غایت کمال بود
آفتاب سعادتت آن نیست
کش پس استوار زوال بود
زین تحیت پس از دعا و ثنا
غرض بنده یک سوال بود
بارها با خواص خود گفتی
دست تحقیق چون جمال بود
پس ز بهر یکی قرابه می
که مرا بر تو رسم سال بود
چون پس از انتظار یکساله
آب بدهی مرا چه حال بود؟
تا ندیدم من آن ندانستم
کاب هرگز چنان زلال بود
هر که زینگونه می دهد بکسی
راستی جای قاف و دال بود
تو نفرموده من این دانم
کز تو این موصلت محال بود
یا غرض این بدست تا باری
بهمه مذهبی حلال بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف خداوند و جایگاه او در عالم هستی میپردازد. خداوند را به عنوان خالق و صاحب ملک و حاکم بر چنبر گردون معرفی میکند. همچنین به نزول کتابهای آسمانی و اهمیت وجود خداوند در ایجاد نیکی و زیبایی اشاره میکند. شاعر به وضوح بیان میکند که بدون وجود خداوند، هیچ چیز در نظرش نیکو نیست.