نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰ - صائم الدهر جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صائم الدهر اسبکی دارم

که بده روز روزه نگشاید

روز چون یوز خسته میخسبد

شب چو سگ پاس درهمی پاید

در رکوعست سال و مه لیکن

گه گهی در سجود افزاید

پاره کاه آرزو کردست

مدتی رفت و بر نمی آید

روز عیدست و هر کسی لابد

بطعامی دهان بیالاید

گر تفضل کند خداوندم

پاره کاه و جوش فرماید

ورنه رخصت دهد که اندر شرع

روزه عید داشتن شاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از بزرگی و مقام والای شخصیتی سخن می‌گوید که با وجود پیری، جوانی و انرژی‌اش را حفظ کرده است. او به قدرت و تأثیر این فرد بر جهان اشاره می‌کند و می‌گوید که آسمان و زمین در خدمت او هستند و به او احترام می‌گذارند. همچنین، شاعر معتقد است که حتی کائنات نیز تحت تأثیر نیکی و جود این فرد قرار دارند و به او متمایل‌اند. در پایان، شاعر بیان می‌کند که در برابر عفو و بزرگواری این شخصیت، خشم و قدرت او باید در نظر گرفته شود.