نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳ - ترهات جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دوستی در سمر کتابی داشت

پیش من صفحه ازان میخواند

که فلان شخص در فلان تاریخ

بیکی بیت بدره ها بفشاند

وان دگر پادشه بیک نکته

فاضلی را فراز تخت نشاند

گفتم ایخواجه ترهاتست این

این سخن بر زبان نباید راند

آخر آن قوم عادیان بودند

که خود از نسلشان یکی بنماند؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن شاعر از دشواری‌ها و تناقضات مرتبط با مدح و ستایش سخن می‌گوید. او به این نکته اشاره می‌کند که وعده‌های محبوبش تنها بازی و فریب بوده و او را به نیازمند کردن رنج می‌دهد. شاعر از این‌که شعرش برای دیگران تنها مایه سرگرمی و تفریح باشد، شرمنده است و می‌گوید که اگر مدح او از روی عقل باشد، نه از روی احساس، دیگر ارزش نخواهد داشت. همچنین، او به خالی بودن کیسه‌اش و تنگدستی‌اش در مقابل بخشش‌های محبوب اشاره می‌کند و در نهایت، بیان می‌کند که به هیچ وجه نمی‌تواند از سختی‌های موجود فرار کند. این متن به نوعی انتقادی به مدح و ستایش‌های بی‌پایه و اساس است و احساسات واقعی شاعر را به تصویر می‌کشد.