نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰ - تشریف جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نشوم من ز تو خرسند بتحسینی و بس

که گر احسنت نگوئی تو چو تو صد گویند

تو مرا لایق این خدمت تشریفی ده

زانکه تحسین تهی ام دگران خود گویند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر به یک شخص اشاره می‌کند و از احساس شادی که به خاطر کرامت او پیدا کرده، سخن می‌گوید. او از این شخص خواسته‌ای دارد، اما متوجه می‌شود که آن فرد به او توجهی نکرده و فراموشش کرده است. شاعر بیان می‌کند که کاروانی آمده، اما خبری از پاسخ خواسته‌اش نیست و به نوعی ناامیدی خود را ابراز می‌کند. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که او از نیشابور آمده و در پی خواسته‌اش از شخصی دیگر است.