نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱ - برد نشابوری جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

بیکی برد اشارت کردم

سوی آنکس که چنونبود راد

دست بربر زد و پذرفت بطبع

آنچنان کز کرمش گشتم شاد

مدتی رفت و نکرد آنچه شنود

که مرا گشته فراموش ازیاد

گفت از معدنش آرند مگر

کاروان آمد و هم نفرستاد

من نیشابوری ازو خواسته ام

مگرم او یمنی خواهد داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار درباره خرید لباس‌های رسمی و خاص صحبت می‌کند که قبلاً آنها را فروخته است و حالا نیاز دارد تا دوباره آنها را بخرد. او به یک شخص خاص اشاره می‌کند و از او درخواست می‌کند که این لباس‌ها را به او بدهد یا پولی به او عطا کند تا بتواند آن‌ها را تهیه کند. برداشت کلی این است که شاعر به نوعی وابستگی و نیاز به حمایت اشاره دارد.