شمارهٔ ۸۷ - بحث علمی جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
اختلاف اهل علم از روی دانش رحمتست
زان که کفر از حجت ایشان شدست اندر گُریغ
یک مثل گویم درین معنی که روشن گرددت
همچو نور از جرم خورشید و چو برق از روی تیغ
تیغ کوه و تیغ خورشید آن قوی این روشن است
لاجرم خون لعل گردد در میان هر دو تیغ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این verses به تمجید از شهر اصفهان میپردازد و آن را برترین شهر عراق میداند. او خساست و بخل را در این شهر نمیبیند و از نبود دروغ و نفاق در آن سخن میگوید. همچنین به حاکمان شهر اشاره میکند که هر یک به نوعی اقتدار دارند، اما در عین حال به دشنام و عدم احترام نسبت به یکدیگر اشاره میکند. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که اصفهان از دیگر شهرها متمایز و برتر است.