نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۳ - غفلت جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چند گویی که عیش نیست به کام

چند گویی که کار نیست به برگ

تا کی اندوه جبه و دستار

مرگ ای خواجه غافلی از مرگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش یک شخص برجسته و قدرتمند، سعد دین، می‌پردازد. شاعر به ویژگی‌های روشنایی و قدرت او اشاره می‌کند و از تأثیرات مثبت او بر محفل و دربار سخن می‌گوید. آفتاب به عنوان نماد روشنی و موفقیت به او نسبت داده شده و شاعر از دشمنان او می‌گوید که به خاطر قدرت او شکست خورده‌اند. همچنین، شاعر از چالش‌ها و حسادت‌های اطرافیان و اثرات آنها بر زندگی سعد دین یاد می‌کند. در نهایت، شاعر بر علاقه و اعتقاد خود به او تأکید کرده و بر این باور است که هیچ کس نمی‌تواند به قدرت او و ویژگی‌هایش انتقاد کند.