نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹ - عدل جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خسروا عدل کن همیشه ازانک

خوب نبود ز شهر یاران ظلم

ظلم شاهان هلاک دهر بود

نیست خرد از بزرگواران ظلم

ظلم بگذار ازانکه برباید

تاج از فرق تاجداران ظلم

هست نقصان عمر و آفت دین

ملخ کشت و منع باران ظلم

عدل تو هم اثر ندارد اگر

تو کنی عدل و پیشکاران ظلم

عدل فرمای و ظلم کن باری

که بود رای خاکساران ظلم

زانکه یک ظلم و صد هزاران عدل

به که یک عدل و صد هزاران ظلم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر این است که هر کسی که در ذات و اصل خود بزرگ و با ارزش بوده، هرگز از ارزشش کاسته نمی‌شود. حتی اگر فیل تنها به خدمت شاهی مشغول باشد و با مرگ از بین برود، استخوان‌های او هنوز هم می‌تواند کار بزرگی انجام دهد و به خدمت شاهی بپردازد. این بیانگر پایدار بودن عظمت و ارزش در وجود افراد است.