نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۹ - تمثیل جامی

جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گفت روباه بچه با روباه

کای ز مکر سگان ده آگاه

بازیی کن مراکنون تعلیم

که بدان از سگم نباشد بیم

گفت ازان بازیی نبینم به

که تو در دشت باشی او در ده

چشم وی بر تو چشم تو بر وی

نفتد ور نه افتدت در پی

بکشد ور نه حق شود یاور

پوستینت ز پشت و پوست ز سر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، روباهی با فرزندش صحبت می‌کند و به او درباره مکر سگان هشدار می‌دهد. او می‌خواهد که فرزندش را در مورد بازی‌هایی آموزش دهد که در آن از سگ‌ها نترسد. اما روباه به او می‌گوید که با وجود فاصله‌ای که بین دشت و ده وجود دارد، نمی‌تواند در بازی کردن با سگ‌ها به او کمک کند. او تأکید می‌کند که اگر سگ‌ها او را ببینند و او نیز آن‌ها را ببیند، ممکن است گرفتار شود و باید از هم فاصله بگیرند تا دچار خطر نشود.