بخش ۱۳ - در بیان آنکه طمع را که از جمله آفات است با منقبت معدلت منافات است جامی
جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر که را دل به عدل شد مایل
طمع از مال خلق گو بگسل
طمع و عدل آتش و آبند
هر دو یکجا قرار کی یابند
چون بکوبد طمع در مسکن
عدل بیرون گریزد از روزن
از طمع چون بود گدا را ننگ
کی سزد شاه را به آن آهنگ
حیف باشد ز شاه فرخ فر
ظلم جویی پی زر و زیور
زیور شاه وصف شاهی بس
گو مده دل به زر و زیور کس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع عدالت و طمع میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر کسی به عدالت تمایل پیدا کند، باید از طمع به مال دیگران دوری کند. او توضیح میدهد که طمع و عدالت نمیتوانند با هم وجود داشته باشند؛ زیرا طمع باعث میشود عدالت از بین برود. همچنین، شاعر از ننگ گدایی صحبت میکند و میگوید که نمیتوان بر روی طمع و زیورهای دنیوی دل بست. در نهایت، به شاهان توصیه میکند که نباید به جستجوی زر و زیور بپردازند، چرا که این ظلم است و شایسته مقامشان نیست.