بخش ۱۵ - قطع اطناب اطناب و ختم بر دعای استجابت ماب جامی
جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
جامی اطناب در سخن نه سزاست
قصه کوتاه کن که وقت دعاست
نه دعایی که شاعرانه بود
از ره صدق بر کرانه بود
خواهی آنها ز ایزد متعال
که بود در قیاس عقل محال
یا بود ز آرزوی نفسانی
مقتصر بر زخارف فانی
بل دعای قرین صدق و صفا
مشتمل بر مصالح دو سرا
هم در او جاه و حشمت دنیا
هم در او عز و دولت عقبا
سر نهی بر زمین عجز و نیاز
کای خدا کار او به لطف بساز
عدل را در دلش چنان جا کن
که نراند برون ز عدل سخن
شرع را پیشوای حکمش دار
حکم او را ز شرع ساز مدار
هر چه باشد ز عدل و شرع برون
مده او را بر آن قرار و سکون
تا بود در جهان بقا امکان
باقیش دار شاه و شاه نشان
دولتش را درین سرای امید
ساز تخم سعادت جاوید
مقبلی کش به خیر راهنماست
و او خود اندر زمانه بی همتاست
در پناهش پناه عالم باد
بالنبی و آله الامجاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت دعا و روحیهای که در آن باید باشد، اشاره میکند. شاعر میگوید که دعا باید کوتاه و عاری از تزیینات شاعرانه باشد و بر اساس صدق و حقیقت باشد. دعا باید شامل درخواستهایی از خداوند باشد که فراتر از آرزوهای دنیوی و مادی است و به مصالح دنیوی و اخروی توجه کند. او از خداوند میخواهد که عدالت را در دل فرد قرار دهد و حکم او را بر اساس شرع قرار دهد. در نهایت، دعا باید به دنبال بقا و سعادت در دنیا و آخرت باشد و در پناه خداوند باشد.