نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷۷ - اعتذار کردن از اقتصار این دفتر از سلسلة الذهب بر همین مقدار جامی

جامی / دفتر دوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بود در دل چنان که این دفتر

نبود از نصف اولین کمتر

لیک خامه ز جنبش پیوست

چون بدینجا رسید سر بشکست

چرخ اگر باز بگذرد ز ستیز

سازدم گزلک عزیمت تیز

دهم از سر تراش آن خامه

برسانم به مقطع این نامه

ور نه آن را که خاطر صافیست

اینقدر هم که گفته شد کافیست

داشت جهدی دبیر چرخ برین

در رقم کردن حروف سنین

چون رقومش به صاد و ضاد رسید

خامه را حکم ایستاد رسید

هم بر این حرف این خجسته کلام

ختم شد والسلام والاکرام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن شاعر به توصیف فرآیند نوشتن و پایان دادن به یک اثر ادبی می‌پردازد. او به تلاش دیوانگان و دبیران در نگارش حروف و واژه‌ها اشاره می‌کند و بیان می‌کند که با رسیدن به پایان نامه، خامه او شکست و اثرش به اتمام رسید. همچنین به این نکته اشاره دارد که اگر چرخ زمان دوباره بچرخد، او می‌تواند با سرعت «گزلک» (شعر کوچکی) را بسازد. در نهایت، نویسنده به خاتمه کار خود اشاره می‌کند و می‌گوید که آنچه گفته شده، کافی است و با سلام و احترام به پایان می‌رسد.