نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰ - در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است و دال که چون دل در درون قرار گرفته ساکن یعنی باید که صاحب عدل را علی الدوام چشم بصر و بصیرت به حال رعایا مفتوح بود و اغماض از آن جایز نه و دل او از تظلم مظلومان در مرکز عدل آرمیده و جنبش و جامی

جامی / دفتر سوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شاه باید که چشم باز بود

بر بد و نیک سرفراز بود

چشم او باز باشد از چپ و راست

تا ز عالم برون برد کم و کاست

هر که بیند که او نه راسترو است

دل و جانش به کجروی گرو است

همچو تیر کجش بیندازد

کیش خود را ازو بپردازد

نه که همچون کمان کشد سوی خویش

سازدش جایگه به پهلوی خویش

باید او را دلی ز حلم چو کوه

کش نگیرد ز دادخواه ستوه

دادخواهی اگر ز تنگدلی

نسبت او کند به سنگدلی

نشود از حدیث او بی سنگ

وز جفا گوییش بلند آهنگ

ور جهد از زبان او شرری

که چو آتش کند در او اثری

گو درون را چو آب صافی کن

وآتشش را به آن تلافی کن

ور نریزد بر آتش او آب

زان افتد روز حشر در تب و تاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر لزوم آگاهی و بینش شاه است که باید به خوبی بر اوضاع جامعه و وضعیت زیر دستانش نظارت داشته باشد. او باید توانایی تشخیص حق و باطل را داشته باشد و بر اساس آن تصمیم‌گیری کند. اگر شاه، به درستی عمل نکند یا بر همین منوال به رفتار نادرست خود ادامه دهد، باعث فساد و کج‌روی در جامعه خواهد شد. همچنین، شخصی که در برابر ظلم و اجحاف ساکت باشد، به دلهره و ناامیدی دچار می‌شود. در نهایت، شاعر به حکمت و خویشتن‌داری در مواجهه با مشکلات تأکید می‌کند و می‌گوید که باید درون خویش را پاک کند و از آتش خشم به دور باشد تا به بحران‌های بزرگ نرسد.