بخش ۱۸ - در بیان آنکه شهوت که به وایه طبع و کام نفس گرفتاری است دون پایه دولت سلطنت و جهانداری است جامی
جامی / دفتر سوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دل شه چون هوا پرست بود
ملک دین را ز وی شکست بود
دلش از شاهدان ساده عذار
در تمنای بوس و ذوق کنار
پاکی از خصم بر کنار نهد
بوسه بر تیغ آبدار دهد
قبله شاه شاهد ظفر است
کز همه شاهدان جمیل تر است
نخل بالاش رمح تیز گذار
بر صف صفداران کوه وقار
چشم شهلای او به سرمه سیاه
سرمه او غبار نعل سپاه
غمزه او سنان سینه شکاف
سینه پردلان روز مصاف
طلعتش آفتاب تیغ صیقل
غازیان را به روز فتح دلیل
هر که بر طلعتش گشاد نظر
بست دیده ز شاهدان دگر
الله الله که راست این شاهد
چه بلا دلرباست این شاهد
دل صد کس به خون بیالاید
تا یکی را جمال بنماید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و دلربایی یک معشوق میپردازد که دل را به سمت خود میکشاند. دل شه از حضور او رنج میکشد و در آرزوی بوسه و نزدیکی است. او به خاطر زیبایی معشوق، حتی پاکی و دوری از دشمن را فراموش میکند و حاضر است بر تیغهای تیز نیز بوسه زند. این معشوق، بهترین و زیباترین از میان همه معشوقهاست و دیدن چهرهاش کسی را از دیدن دیگران باز میدارد. زیبایی و جذابیت او به حدی است که دل بسیاری را به درد میآورد و جامعه را تحت تأثیر خود قرار میدهد.