نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۲ - رسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به گروهی و از ایشان پرسیدن که در چه کارید و جواب گفتن ایشان جامی

جامی / دفتر سوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

در رهی می گذشت پیغمبر

با گروهی ز دوستان همبر

دید قومی گرفته تیشه به دست

گرد سنگی بزرگ کرده نشست

گفت کین دست و پا خراشیدن

چیست وین سنگ را تراشیدن

قوم گفتند ما جوانانیم

زورمندان و پهلوانانیم

چون به زور آوری کنیم آهنگ

هست میزان زور ما این سنگ

گفت گویم که پهلوانی چیست

مرد دعوی پهلوانی کیست

پهلوان آن بود که گاه نبرد

خشم را زیر پا تواند کرد

خشم اگر کوه سهمگین باشد

پیش او پشت بر زمین باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، پیغمبر با گروهی از دوستانش می‌گذرد و به قومی برمی‌خورد که مشغول ضربه زدن به سنگی بزرگ هستند. او از آن‌ها می‌پرسد چرا این کار را می‌کنند و آن‌ها جواب می‌دهند که جوانان و پهلوانانی هستند که به کمک زور، می‌خواهند سنگ را جابجا کنند. پیغمبر به آن‌ها می‌گوید که پهلوان واقعی کسی است که بتواند خشم را کنترل کند و در زمان جنگ، حتی اگر خشم بزرگ و سهمگین باشد، بر آن غلبه کند. این بیان نشان‌دهنده اهمیت فضایل اخلاقی و تسلط بر نفس در مقایسه با قدرت بدنی است.