بخش ۳۳ - گفتار در بیان آنکه پادشاهان را از دو کس گریز نیست عالمی که کار دین وی سازد و وزیری که کار دنیای وی پردازد جامی
جامی / دفتر سوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شاه را چاره نیست از دو نفر
تا زید در جهان به دولت و فر
آن یکی کار دین او سازد
وین دگر کار ملک پردازد
اول از ذکر آن کنم آغاز
که دهد کار شرع و دین را ساز
کیست آن عالمی به علم علم
زده اندر عمل به علم قدم
دشت کشت ازل به علم و ادب
شجر طیبش رسیده لقب
اصلها ثابت به قوت دین
فرعها فی السماء ز نور یقین
بیخ او در زمین دین محکم
شاخ او میوه ریز در عالم
گر بلغزد شکسته ای را پای
در ره دین ز نفس بدفرمای
تیره ناگشته دست او گیرد
عذر او را به لطف بپذیرد
شاه اگر از فریب نفس حرون
پا ز میدان دین نهد بیرون
خر او در خلاب نگذارد
زان عنانش گرفته باز آرد
در همه رازها بود محرم
بر همه ریش ها بود مرهم
قدم اندر ره هوس نزند
جز برای خدا نفس نزند
هر چه گوید برای حق گوید
راه حق را برای حق پوید
نه که پهلوی ظلم پردازان
بنشیند به قربشان نازان
به خوشامد زبان گشاده کند
مدد هر ز ره فتاده کند
دور دارد فعالشان ز وبال
پاک سازد حرامشان ز حلال
شکم حرص و معده آزش
ناورد از حرام ها بازش
هرچه پیش آیدش چه تلخ و چه شور
نکند هیچ فرق چون بط کور
چون بط کور لقمه اندازد
گردن خود به آسمان یازد
مگس است او و این عوانان سگ
خون سگ چون غذایش اندر رگ
گه گه از ترک هر هوا و هوس
سگ ز تقلیب دهر گردد کس
سگمگس هیچگاه کس نشود
قلب او غیر سگمگس نشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره اهمیت دو نوع شخص در حکومت و دین صحبت میکند: یکی عالم دین که کارهای شرع و دین را سامان میدهد و دیگری شخصی که به امور دولت و حکومت میپردازد. شاعر به ویژگیهای این عالم دین اشاره میکند، او باید علم و ادب داشته باشد و در عمل به دانستههای خود پایبند باشد. همچنین، او باید از هوای نفس دور باشد و همیشه برای حقیقت و خداوند عمل کند. شاعر هشدار میدهد که اگر شاه از راه حق و دین منحرف شود و به دنیا و مادیات روی کند، در دامی سقوط خواهد کرد. او باید از فریب نفس دوری کند و از حرامها بپرهیزد. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که انسان باید به خود و دلش غلبه کند و از هوسها و تمایلات دنیوی دور شود تا به مقام حقیقی و انسانیاش برسد.