نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ جامی

جامی / روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

بخش 1

سری سقطی - قدس الله تعالی سره - جنید را کاری فرمود و به موجب دلخواه وی به آن قیام نموده کاغذپاره ای به وی انداخت در وی نوشته که: سمعت حادیا یحد فی البادیة یقول:

ابکی و مایدریک ما یبکینی

ابکی حذار ان تفارقینی

و تقطعی حبلی و تهجرینی

می گوید:

و هم - جنید قدس سره - گوید که روزی به خانه سری درآمدم این بیت می خواند و می گریست:

بخش 2

لا فی النهار و لا فی اللیل لی فرح

فلا ابالی أطال اللیل ام قصرا

نی شب تهی ام نه روز از ناله و آه

خواهی شب من دراز خواهی کوتاه

بخش 5

خون می گریم از تو چه پنهان دارم

کز بهر تو این دو چشم گریان دارم

هر چند دلی ز وصل شادان دارم

صد داغ بر آن ز بیم هجران دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

سری سقطی، یکی از figuras برجسته عرفان، به جنید دستور می‌دهد و پیغامی برای او ارسال می‌کند. در این پیام، جنید می‌نویسد که از جدایی می‌نالد و دلی پر از غم دارد، هرچند که در ظاهر از وصال شادان است. او با اشک و اندوه به خاطر جدایی، احساس غم و بی‌مهری می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که نه شب و نه روز، آرامش ندارد و همواره در حال ناله و آه است. این اشعار نشان‌دهنده عمق درد و غم عرفی او است.