بخش ۱۱ جامی
جامی / روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
هر نعمت که به مرگ زوال پذیرد آن را خردمند در حساب نعمت نگیرد عمر اگر چه دراز بود چون مرگ روی نمود از آن درازی چه سود؟ نوح علیه السلام هزار سال در جهان به سر برده است امروز پنج هزار سال است که مرده است قدر، نعمتی را بود که جاودانه باشد و از آفت زوال برکرانه بود.
به نزد مرد دانا نعمت آنست
کزو جانت بود جاوید مسرور
نه سیم و زر که چون گورت بود جای
بماند همچو سنگت بر سر گور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی مفهوم واقعی نعمت و ارزش آن میپردازد و تاکید میکند که هر نعمت که به مرگ زوال مییابد، در نظر خردمند ارزش چندانی ندارد. حتی اگر عمر فردی دراز باشد، چنانچه به مرگ منتهی شود، آن درازی عمر بیفایده است. به عنوان مثال، نوح علیهالسلام هزارهها زندگی کرده اما امروز او مرده است. بنابراین، ارزش واقعی نعمتها، به جاودانه بودن و بیزوالی آنها بستگی دارد. در نظر یک فرد دانا، نعمت واقعی آن است که مایه خوشی و سعادت جاودان باشد و نه داراییهای مادی مانند طلا و نقره که بعد از مرگ، به عنوان یادگاری بر سر قبر باقی میمانند.