بخش ۱۵ جامی
جامی / روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
اسکندر یکی از کارداران را از عملی شریف عزل کرد و عملی خسیس به وی داد روزی آن مرد بر اسکندر درآمد، گفت: چگونه می بینی عمل خویش را؟
گفت: زندگانی پادشاه دراز باد! نه مرد به عمل بزرگ و شریف گردد بلکه عمل به مرد بزرگ و شریف شود، در هر عملی که هست نیکو سیرتی می باید و داد و انصاف اسکندر را خوش آمد، عمل وی را به وی باز داد.
بایدت منصب بلند بکوش
تا به فضل و هنر کنی پیوند
نه به منصب بود بلندی مرد
بلکه منصب شد به مرد بلند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
اسکندر یکی از کارمندان خود را به خاطر انجام کاری شریف عزل کرد و به او وظیفهای خسیس داد. آن مرد پس از مدتی به نزد اسکندر رفت و از او پرسید نظرش درباره کارش چیست. اسکندر پاسخ داد که زندگی پادشاه باید طولانی بماند و افزود که یک مرد بزرگ به خاطر عمل بزرگ نمیشود، بلکه عمل بزرگ به خاطر شخصیت شایسته او ارزش پیدا میکند. او تأکید کرد که در هر کاری باید نیکوکاری، داد و انصاف وجود داشته باشد و در نهایت، آن کارمند را دوباره به مقامش بازگرداند. اسکندر به او آموخت که بهدنبال تلاش و دانش باشد، نه صرفاً مقام و منصب.