بخش ۱۸ جامی
جامی / روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
درویشی قوی همت با پادشاهی صاحب شوکت طریقه اختلاطی و سابقه انبساطی داشت روزی از وی نسبت به خودگرانی تفرس کرد هر چند تجسس نمود جز کثرت تردد و بسیاری آمد شد آن را سببی نیافت.
دامن از اختلاط او درچید و بساط انبساط او درنوردید روزی آن پادشاه را با وی در ممری اتفاق ملاقات افتاد، زبان به مقالات بگشاد که ای درویش موجب چیست که از ما ببریدی و قدم از آمد شد ما درکشیدی، گفت: موجب آنکه دانستم که از سبب ناآمدن سؤال به که از جهت آمدن اظهار ملال.
به درویش گفت آن توانگر چرا
به پیشم پس از دیرها آمدی؟
بگفتا چرا نامدی پیش من
بسی خوشتر است از چرا آمدی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
داستان درباره یک درویش قوی همت و پادشاهی است که روابط خوبی با هم داشتند. درویش متوجه خودگرانی و فاصله گرفتن پادشاه از خود شد و تصمیم گرفت از او دوری کند. وقتی پادشاه او را در مکانی دید، از او پرسید که چرا از او فاصله گرفته است. درویش پاسخ داد که به خاطر ناپسند بودن پرسش درباره عدم حضور، از او دوری کرده است. او به پادشاه یادآور شد که چرا باید درباره غیبتش سوال کند، در حالی که آمدنش به نزد او بسیار خوشایندتر است.