بخش ۵ جامی
جامی / روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بخش 1
چهار کلمه است که چهار پادشاه پرداخته اند که گویا یک تیر است که از چهار کمان انداخته اند:
کسری گفته است: هرگز پشیمان نشدم از آنچه نگفته ام، و بسا گفته که از پشیمانی ان در خاک و خون خفته ام.
خامش نشین که جمع نشستن به خامشی
بهتر ز گفتنی که پریشانی آورد
از سر سر به مهر پشیمان نشد کسی
بس فاش گشته سر که پشیمانی آورد
قیصر فرموده است که قدرت من بر ناگفته بیش از آن است که بر گفته، یعنی آنچه نگفته ام بتوانم گفت و آنچه گفته ام نتوانم نهفت.
خاقان چین در این معنی سخن چنین رانده است که بسیار باشد که پریشانی گفتن سختر باشد از پشیمانی نهفتن.
ملک هند بدین نکته زبان گشاده است که هر حرف که از زبان جسته است دست تصرف مرا از خود بسته است و هر چه نگفته ام مالک اویم اگر خواهم بگویم و اگر خواهم نگویم.
بخش 2
هر چه افشای آن بود دشوار
با حریفان مگو به آسانی
کانچه داری نهفته بتوان گفت
وانچه گفتی نهفت نتوانی
بخش 3
هر سر سر به مهر که در خاطر افتدت
سرعت مکن به لوح بیانش نگاشتن
ترسم شود غرامت اظهار آن تو را
مشکل تر از ندامت پوشیده داشتن
بخش 4
بخردی را ز راز فاش و نهان
مثلی نیک بر زبان رفته
کین چو تیر است مانده در قبضه
وان چو تیر است از کمان رفته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به چهار پادشاه اشاره دارد که هر کدام نظراتی درباره گفتن و نگفتن دارند و به نوعی همه آنها بر این نکته تأکید دارند که گفتن بعضی از مسائل ممکن است باعث پشیمانی و ندامت شود. کسری میگوید که هرگز از چیزهایی که نگفته پشیمان نیست و خیلی وقتها چیزهایی که گفته باعث پشیمانی شده است. قیصر نیز اشاره دارد که قدرت او در چیزهایی که نگفته بیشتر از چیزهایی است که گفته، و خاقان چین میگوید که گفتن ممکن است سختتر از پشیمانی ناشی از نگفتن باشد. در نهایت، ملک هند تأکید میکند که هر چیزی که گفته شود او را از اختیارش خارج میکند، اما چیزهایی که نگفته همچنان در اختیار او هستند. این متن به خوبی نشان میدهد که سکوت و نگفتن میتواند به نوعی قدرت و مالکیت بر افکار و احساسات را حفظ کند.