نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰ جامی

جامی / روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان) / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

بخش 1

میان معاویه و عقیل بن ابی طالب دوستی تمام بود و مصاحبت بر دوام. روزی در راه محبتشان خاری افتاد و بر چهره مودتشان غباری نشست عقیل از معاویه ببرید و از آمد و شد مجلس او پای درکشید.

معاویه عذرخواهان به وی نوشت که ای مطلب اعلای بنی عبدالمطلب و ای مقصد اقصای آل قصی و ای آهوی نافه گشای عبدمناف و ای منبع مکارم بنی هاشم، آیت نبوت در شأن شماست و عز رسالت در خاندان شما، کجا شد آن همه بزرگواری و حلم و بردباری، باز آی که از رفته پشیمانم و از گذشته پریشان.

تا کی هدف ناوک کین خواهم بود

وز دوری تو بی دل و دین خواهم بود

بر روی زمین پیش توام رو به زمین

در زیر زمین نیز چنین خواهم بود

عقیل به وی نوشت که:

یعنی: چون کریم از دوستی برنجد باید که کنج مفارقت گیرد و به کوی مهاجرت گراید، نه آنکه به بدی میان بندد و به بدگویی زبان گشاید.

باز معاویه اعتذار معاودت و التماس صلح کرد و صد هزار درم بذل صلح فرستاد و بنیاد عهد نهاد.

بخش 2

صدقت و قلت حقا غیر انی

اری ان لا اراک و لا ترانی

و لست اقول سؤ فی صدیق

و لکنی اصد اذا جفانی

بخش 3

چون شود با تو یار جنگ اندیش

جز جدایی مگیر با او پیش

جد مکن در خصومت بسیار

اندکی روی آتشی بگذار

بخش 4

عذرخواهی بکن و عفو طلب شو چو فتد

رخنه در قاعده یاری یاران قدیم

ور نیاید به هم آن رخنه به گفتار زبان

در عمارتگریش کوش به خشت زر و سیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

دوستی عقیل بن ابی‌طالب و معاویه بن ابی‌سفیان به مشکل برخورد و عقیل از معاویه دوری کرد. معاویه نامه‌ای به او نوشت و از او خواست که به دوستی بازگردد و از خوبی‌های گذشته یاد کرد. عقیل در پاسخ با شعری ابراز کرد که هرچند نباید به دوستی‌های سابق آسیب رساند، او دیگر نمی‌تواند با معاویه ارتباط داشته باشد. معاویه همچنان سعی کرد دوستی را احیا کند و برای این کار هزینه‌هایی نیز وعده داد و خواستار عذرخواهی و صلح شد.