نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ جامی

جامی / روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان) / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یزدجرد پسر خود بهرام را در موضعی دید از حرم خود که مناسب نبود وی را فرمود که بیرون رو و حاجب را سی تازیانه بزن و از در پرده سرا دور کن، و کسی دیگر را نام برد که وی را به جای او بنشان.

بهرام به موجب فرموده پدر عمل کرد، اما هنوز سیزده ساله بیش نبود ندانست که سبب غضب وی بر حاجب چه بود بعد از آن روزی به در پرده سرای آمد و خواست که درآید.

حاجب دوم دست بر سینه وی زد و نگذاشت که درآید و گفت: اگر بعد از این تو را در این موضع ببینم سی تازیانه ات بزنم از جهت خیانتی که با حاجب پیشین کردی و سی دیگر از جهت خیانتی که می خواهی با من کنی این خبر به یزدجرد رسید.

حاجب دویم را بخواند و تحسین کرد و احسان نمود و خلعت پوشانید.

حفظ شه باید چنان کز آستان او عبور

در ضمیر بنده و آزاد نتواند گذشت

در حریم حرمت عزش که ستر دولت است

باز نتواند پرید و باد نتواند گذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

یزدجرد، پدر بهرام، که از رفتار حاجب خشمگین بود، دستور داد تا بهرام او را از پرده‌سرا بیرون کند و حاجب را تنبیه کند. بهرام با اجرای این دستور، نمی‌دانست که چرا پدرش بر حاجب غضب کرده است. چندی بعد، بهرام به در پرده‌سرا رفت تا وارد شود، اما حاجب جدید او را متوقف کرد و تهدید کرد که اگر دوباره در آن مکان دیده شود، او را تنبیه خواهد کرد. این موضوع به یزدجرد رسید و او حاجب را ستایش کرد و به او خلعتی اهدا کرد. این داستان نشان‌دهنده اهمیت حفظ حرمت و احترام در موقعیت‌های اجتماعی است.