نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱ جامی

جامی / روضهٔ ششم (در مطایبه) / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بخش 1

عمرو لیث یکی از لشکریان خود را دید بر اسبی لاغر نشسته،

زین لاغر اسبکی که همانا نیافته ست

جز از عظام جوهر ترکیب او نظام

همچون خر عزیر عظام آمده به هم

لیکن هنوز گوشت نروییده از عظام

گفت: لعنت بر لشکریان من باد که هر دینار و درم که به ایشان دادم فروج زنان خود را فربه ساختند و مرکوبان خود را از گرسنگی بگداختند. آن شخص بشنید گفت: والله ای امیر اگر نظر استبصار بر فرج زن من گماری آن را از سرین اسب من لاغرتر شماری.

عمرو از این سخن بخندید و او را چیزی کرایمندی انعام کرد و گفت: برو هر دو مرکوب خود را فربه کن

بخش 2

مرکوب تو دو داد خدا بار خویش را

گاهی ازان بر این نه و گاهی ازین بر آن

زان بارگی شب کن و زین بارگیر روز

این را به زیر زین کش و آن را به زیر ران

بخش 6

لاغر اسبی که گر بجویی

از گوشت در او نشان نیابی

از سر تا سم گرش بکاوی

جز پوست بر استخوان نیابی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

عمرو لیث، فرماندهی بود که یکی از لشکریان خود را دید که بر اسبی لاغر سوار شده است. او به نداشتن گوشت بر روی اسب اهمیت داد و از وضعیت لشکریان خود ناراحت شد که پول‌هایی که به آنها داده، صرف فربه کردن زنان شان شده و اسب‌هایشان را گرسنگی داده‌اند. یکی از لشکریان به طنز به عمرو گفت که اگر دارایی سرین او را ببیند، آن را از اسبش حتی لاغرتر می‌داند. عمرو از این شوخی خنده‌اش گرفت و او را تشویق کرد تا هر دو مرکب خود را فربه کند. به این ترتیب، او حکمت و نکته‌ای به لشکریانش یادآور شد که باید به مرکب‌های خود نیز رسیدگی کنند و به‌خودشان اهمیت بیشتری دهند.