نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۳ جامی

جامی / روضهٔ ششم (در مطایبه) / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

جمعی نشسته بودند و سخن کمال و نقصان رجال در پیوسته، یکی از آن میان گفت: هر که دو چشم بینا ندارد نیم مرد است و هر که در خانه عروسی زیبا ندارد نیم مرد است و هر که وقوف بر سباحت دریا ندارد نیم مرد است.

نابینایی در مجلس حاضر بود که زن نداشت و سباحت نمی دانست بانگ بر وی زد که ای عزیز عجب مقدمه ای پرداختی و مرا از دایره مردی چنان دور انداختی که هنوز نیم مرد در می باید تا نام «هیچ مردی» بر من شاید!

چنان ز پایه مردی فتاد خواجه برون

ز بس فسردگی و خام ریشی و سردی

که گر هزار فضیلت رسد ز مردانش

قدم برون ننهد از حدود نامردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در جمعی که درباره کمال و نقص مردان صحبت می‌کردند، یکی از افراد بیان کرد که هر کس دو چشم بینا نداشته باشد، نیم مرد است و همچنین هر کسی که در خانه‌اش زن زیبا یا دانش سباحت دریا نداشته باشد، نیم مرد به حساب می‌آید. در این میان، نابینایی که در مجلس حاضر بود، به این سخنان اعتراض کرد و گفت که با چنین تعریف‌هایی، او به شدت از دایره مردی دور شده است و هنوز هم نمی‌توان او را به عنوان نیم مرد قبول کرد. این اعتراض نشان‌دهنده این بود که معیارهای تعریف‌شده برای مردی بسیار سخت و نابرابر به نظر می‌رسد. سخنان نابینا بیانگر نارضایتی از تمایزهای اجتماعی و ویژگی‌های ظاهری بود که برای مردان از سوی دیگران تعیین می‌شود.