بخش ۲۴ جامی
جامی / روضهٔ ششم (در مطایبه) / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بهلول بر هارون الرشید درآمد یکی از وزرا گفت: بشارت باد مر تو را ای بهلول که امیرالمؤمنین تو را بر سر قرده و خنازیر سردار و امیر گردانید. بهلول گفت: گوش به من دار و فرمان من به جا آر که از جمله رعایای منی!
به شهریاری گاو و خرم دهی مژده
رعیتی که بود خاص شهریار تویی
شمار لشکریانم ز خرس و خوگ کنی
نخست کس که درآید درین شمار تویی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
بهلول به هارون الرشید درآمد و یکی از وزرا به او گفت که امیرالمؤمنین او را سردار و امیر قرده و خنازیر کرده است. بهلول پاسخ داد که از او فرمان ببرد و به او یادآوری کرد که او نیز از رعایای اوست. او سپس به شوخی گفت که رعیت خاص شهریار اوست و اگر بخواهد لشکرش را از خرس و خوک تشکیل دهد، نخستین کسی که به این لشکر پیوسته، خود آن وزیر خواهد بود.