بخش ۴۵ جامی
جامی / روضهٔ ششم (در مطایبه) / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شاعری پیش صاحب عباد قصیده ای آورد، هر بیت از دیوانی و هر معنی زاده طبع سخندانی. صاحب گفت: از برای ما عجب قطار شتر آورده ای که اگر کسی مهارشان بگشاید هر یک به گله دیگر گراید!
همی گفتی به دعوی دی که باشد
به پیش شعر عذبم انگبین هیچ
ز هر جا جمع کردی چند بیتی
به دیوانت نبینم غیر ازین هیچ
اگر هریک به جای خود رود باز
بجز کاغذ نماند بر زمین هیچ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعری قصیدهای به صاحب عباد ارائه میدهد که هر بیت آن از دیوانی جداگانه است. صاحب عباد این شعر را به طنز میگیرد و میگوید که این اشعار همچون شترانی هستند که اگر مهارشان را رها کنی، هر کدام به سمت گلهای دیگر میروند. او به شاعر میگوید که هیچ شاعری نمیتواند به شکلی منسجم و بهجا اشعار را جمعآوری کند و در نهایت، اگر هر شعر به جای خود برود، تنها کاغذ باقی خواهد ماند.