نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷ جامی

جامی / روضهٔ ششم (در مطایبه) / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مستی از خانه بیرون آمد، و در میانه راه بیفتاد و قی کرد و لب و دهان خود بیالود. سگی آمد و آن را لیسیدن گرفت، پنداشت که آدمی است که آن را پاک می کند، دعا می کرد که خدای تعالی فرزندان و فرزندان فرزندان تو را خدمتگار تو گرداند.

بعد از آن سگ پای برداشت و بر روی او بول کرد. گفت: بارک الله ای سیدی! که آب گرم آوردی تا روی مرا بشویی.

شرابخواره چو بر خویشتن روا دارد

که سبلت از قی ناپاک می بیالاید

سگ از مثانه گر ابریق آب گرم آرد

که غسل سبلت ناپاک او کند شاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

مستی از خانه خارج شد و در میانه راه به زمین افتاد و بر اثر مستی خود را کثیف کرد. سگی به نزد او آمد و شروع به لیسیدن او کرد، گمان کرد که دارد او را تمیز می‌کند و دعا کرد که خدا فرزندانش را خدمتگزار او کند. اما سپس سگ بر او ادرار کرد و او با کمال تعجب گفت: "خدا را شکر که آب گرم آوردی تا صورتم را بشویی." این داستان نشان‌دهندهٔ حالاتی است که در اثر مستی به وجود می‌آید و تضاد بین پاکی و ناپاکی است.