بخش ۱۲ جامی
جامی / روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات) / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سگ را گفتند سبب چیست که در هر خانه ای که باشی گرداگرد آن نتواند گشت و بر هر آستانه ای که خسبی از آنجا نتواند گذشت؟
گفت: من از حرص و طمع دورم و به بی طمعی و قناعت مشهور، از خوانی به لب نانی قانعم و از بریانی به خشک استخوانی خرسند، اما گدا سخره حرص و طمع است و مدعی جوع و منکر شبع، نان یک هفته اش در انبان و زبانش در طلب نان یکشبه جنبان، غذای ده روزه اش در پشت و عصای دریوزه اش در مشت، قناعت از حرص و طمع دور و قانع از حریص طامع نفور.
در هر دلی که عز قناعت نهاد پای
از هر چه بود حرص و طمع را ببست دست
هرجا که عرض کرد قناعت متاع خویش
بازار حرص و معرکه آز را شکست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
سگ در پاسخ به پرسش دربارهٔ علت عدم توانایی خود در گشتن گرد خانهها و خوابیدن در آستانهها میگوید که او از حرص و طمع دور است و به خاطر قناعتش شناخته شده است. او از خوراک ساده و قانع کنندهای مانند نان و استخوان خشک رضایت دارد. در مقابل، گداها به خاطر حرص و طمع مورد تمسخرند، زیرا با وجود داشتن غذا برای یک هفته، همواره در جستجوی بیشتر هستند. قناعت باعث دوری از حرص و طمع میشود و هر جا که قناعت وجود داشته باشد، حرص و آز شکست میخورد.