نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۷ جامی

جامی / روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات) / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

میشی از جویی بجست، دنبه وی بالا افتاد. بز بخندید که عورت تو را دیدم! میش روی باز پس کرد که ای بی انصاف من سالها عورت تو را برهنه دیدم و هرگز نخندیدم و طعن تو نپسندیدم تو پس از عمری که یک بار مرا چنین دیده ای چه سرزنش من پیچیده ای؟

چون لئیمی با هزاران عیب و عار

روز و شب با خلق عالم آشکار

بیند اندک عیبی از صاحب کرم

برنیارد جز به طعن و لعن دم

آن به عیب این شود یکسر زبان

این به ذکر او نیالاید دهان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، دو حیوان (میش و بز) درباره‌ی عیب‌جویی و انصاف صحبت می‌کنند. بز به میش می‌گوید که او را در وضعیتی نامناسب دیده و به همین دلیل می‌خندد. میش پاسخ می‌دهد که او سال‌ها بدن بز را بدون لباس دیده و هرگز او را به خاطر آن مسخره نکرده است. در نهایت، این متن به عیب‌جویی انسان‌ها اشاره دارد و نشان می‌دهد که عیب‌های بزرگتر و آشکارتر افراد معمولاً نادیده گرفته می‌شوند، در حالی که در مورد دیگران کوچکترین عیب‌ها به شدت مورد نقد و طعنه قرار می‌گیرد.