نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸ جامی

جامی / روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات) / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

گاوی بر گله خود سالار بود و در میانه گاوان به قوت سرو نامدار. چون گرگ بر ایشان زور آوردی آفت وی را به زخم سرو از ایشان دور کردی، نگاه دست حادثه بر وی شکست آورد سروی وی را آفتی رسید. بعد از آن چون گرگ را بدیدی در پناه گاوان دیگر خزیدی. سبب آن را از او سؤال کردند در جواب گفت:

زآن روز که از سروی خود ماندم فرد

شد معرکه دلاوری بر من سرد

دیرین مثلی هست که در روز نبرد

ضربت بود از حربه و دعوی از مرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

داستان درباره گاوی است که رهبری گله خود را بر عهده دارد و به خاطر قدرت و شجاعتش مورد احترام دیگر گاوان است. اما پس از آنکه از رهبری خود دور می‌شود، به مشکل بر می‌خورد و احساس ضعف می‌کند. او به میان گاوان دیگر می‌رود و از آنها می‌پرسند که چرا به آنها پناه آورده است. او در پاسخ می‌گوید که از زمانی که از مقام رهبری‌اش دور شده است، جسارت و قدرتش کاهش یافته و این نشان می‌دهد که در جنگ‌ها، قدرت و شجاعت از جایگاه و تلاش فرد ناشی می‌شود.