بخش ۴ جامی
جامی / روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات) / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
روباهی بر سر راهی ایستاده بود و چشم مراقبت بر چپ و راست نهاده، ناگاه از دور سیاهی پیدا شد، چون نزدیک آمد دید که یکی درنده گرگ با سگی بزرگ بر صورت یاران صادق و دوستان موافق همراه می آیند، نه آن را از این توهم فریبی و نه این را از آن دغدغه آسیبی.
روباه پیش دوید و سلام کرد و وظیفه احترام به جای آورد و گفت: الحمد لله که کین دیرین به مهر تازه مبدل شده است و دشمنی قدیم به دوستی جدید عوض گشته، اما می خواهم که بدانم که سبب این جمعیت چیست و باعث این امنیت کیست؟
سگ گفت: سبب جمعیت ما دشمنی شبان است، اما دشمنی گرگ و شبان مستغنی از بیان است و سبب دشمنی من با وی آنکه دیروز این گرگ که امروز مرا دولت رفاقت وی دست داده است به رمه ما حمله کرد و یک بره بربود.
من چنان که عادت من بود در قفای وی بدویدم تا آن بره را بستانم، اما به وی نرسیدم چون بازآمدم شبان چوب بر من کشید و بی موجبی مرا رنجانید، من نیز رابطه دوستی از وی بگسستم و با دشمن قدیم او بپیوستم.
به دشمن دوست شو زانسان که هرگز
به تیغ دشمنی نخراشدت پوست
مکن با دوست چندان دشمنی ساز
که بر رغم تو با دشمن شود دوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
روباهی در مسیر خود ایستاده بود و به اطراف نظارت میکرد. ناگهان متوجه دو موجود سیاه شد: یکی گرگ و دیگری سگی بزرگ. وقتی نزدیکتر آمدند، روباه با گرگ سلام کرد و ابراز خوشحالی کرد که دشمنی قدیمی به دوستی جدید تبدیل شده است. او از سگ پرسید که علت جمع شدن آنها چیست. سگ توضیح داد که به دلیل دشمنیاش با شبان، مجبور شده با گرگ که قبلاً به رمهاش حمله کرده بود، دوست شود. او توضیح داد که پس از حمله گرگ، وقتی به شبان برگشته، شبان او را بیدلیل تنبیه کرده است. بنابراین او تصمیم گرفته با دشمن قدیمی شبان، یعنی گرگ، دوستانه رفتار کند. پیام داستان این است که sometimes باید با دشمنان دوست شد تا از خطرات یا آسیبها در امان ماند و دوستان را نباید تا حدی آزار داد که به دشمنان نزدیک شوند.