شمارهٔ ۱۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اگر هر دم زنی صد تیغ بر ما
بریدن از تو نتوانیم قطعا
پزم با آه دل زان لب خیالی
بلی بی دود نتوان پخت حلوا
جفاها خواهمت فرمود گفتی
خدا را ماه من اینها مفرما
بود جای خیالت خانه چشم
به مردم گفتهام این نکته صد جا
به گوشت میبرد سر زلف مشکین
دگر ز اندازه بیرون مینهد پا
سر بی مغز زاهد را توان کرد
برابر با کدو حاشا و کلا
به قتل جامی ای جان رنجه گشتی
کرم کردی جزاک الله خیرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوبش میپردازد. شاعر از درد و رنجی که در برابر رفتارهای نادرست محبوب تحمل میکند، صحبت میکند و به عدمتوانایی در نادیده گرفتن این آسیبها اشاره میکند. او به زیبایی محبوب و خیالاتش نیز اشاره دارد و تأکید میکند که این عشق و درد همواره در دلش وجود دارد. در نهایت، شاعر با احترام و محبت به محبوبش، از او میخواهد که به آزارها و جفاهایی که به او کرده، توجه نکند و با دعای خیر از او یاد میکند. در کل، موضوع شعر عشق و پیچیدگیهای آن است.