شمارهٔ ۱۰۰۲ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جانا چه شد که پرسش یاران نمی کنی
درمان درد سینه فگاران نمی کنی
دامن ز قطره های سرشکم نمی کشی
همچون گل احتراز ز باران نمی کنی
بر من هزار تیغ جفا راندی و خوشم
کین لطف با یکی ز هزاران نمی کنی
شیران همه شکار غزالان شوخ تو
جز قصد صید شیر شکاران نمی کنی
ای گل بخند خرم و خوش گرچه رحمتی
بر گریه های ابر بهاران نمی کنی
جام می است لعل تو لیکن به جرعه ای
زان جام یاد باده گساران نمی کنی
جامی برآی لاله صفت خوش به داغ دل
چون ترک عشق لاله عذاران نمی کنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از حافظ به پرسشهای یاران و عدم توجه به درد و غم اشاره دارد. شاعر از محبوب میپرسد که چرا به احساسات دیگران اهمیت نمیدهد و از زیباییها و محبتها دوری میکند. او به شیر و غزال و شکار اشاره میکند تا نشان دهد که عشق و زیبایی، شکار دلهاست، اما محبوبه به این زیباییها توجهی ندارد. در نهایت، شاعر از او میخواهد که بیشتر به احساسات و یادها پرداخت کند و به زندگی و شادی بپردازد.