نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بازم ز دیده ای گل خندان چه می روی

چاکم چو گل فکنده به دامان چه می روی

سروی و جای سرو به جز جویبار نیست

از جویبار دیده گریان چه می روی

از اشک سرخ دیده ما کان لعل شد

ای سنگدل تو سوی بدخشان چه می روی

شهری خراب می شود ای مشکبو غزال

تو رونهاده سوی بیابان چه می روی

جامی فتاد چون تن بی جان ز هجر تو

تن را چنین گذاشته، ای جان چه می روی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر نغزپرداز به مضامین عشقی و حسی پرداخته است. در آن، شاعر به گل خندان و زیبایی‌های طبیعی اشاره می‌کند و از معشوق می‌پرسد که چرا به سوی مکان‌هایی دور می‌رود. او به درد و اندوه ناشی از جدایی پرداخته و از اشک‌هایش و احساساتی که از این جدایی به او دست می‌دهند سخن گفته است. در نهایت، شاعر به حالتی مانند بی‌جان شدن از فقدان معشوق اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که توجه بیشتری به حال او داشته باشد.